short story:poetry:essay
cafedastan@gmail.com
نقدی از سیّد محمّد صدرالغروی بر شعر کارگران مشغول چای خوردنند اثر عطاالله آشتیانی

 

کارگران  مشغول چای خوردنند

                              از سرعت خود بکاهید

دود سیگارشان

                 انبان حرفهای نگفته

ماسه هاشان

سالهاست که زیر  باران

آب دیده شده

شعر کارگران مشغول چای خوردنند سروده ی عطاالله آشتیانی را باید با توجه به شرایط اجتماعی و چگونگی بینش ادبی در آن که با معیار انتقال آگاهی تعریف می شود، بررسی کرد.

این شعر نوپردازانه سند یک دوران است و شاعر به مدد استعاره های شعری، اندیشه های خود را بیان می کند و بیان احساس ها در جهت برانگیختن حس و رفتار اجتماعی است و لحن محزون، مناسب درونمایه ی شعر و زبان در خدمت القای حس نوستالژی به خواننده است.

آن جا که می گوید:

 دود سیگارشان

                 انبان حرفهای نگفته

مربوط به آن لحظه های روحی شاعر است که او را رنج می دهد و برای نگاشتن این لحظه، شاعر گیر و دار روحی خود را بین دود سیگار و انبان حرف های نگفته توصیف می کند و در جای دیگر:

ماسه هاشان

سالهاست که زیر  باران

آب دیده شده

ما چهره ی مقاوم کارگران را در محیطی یک نواخت می بینیم که سال ها در سنگر زندگی ایستاده اند و شاعر وظیفه ی خود می داند که وجدان جامعه را از وجود این انسان های مقاوم آگاه سازد:

 کارگران  مشغول چای خوردنند

                              از سرعت خود بکاهید!

بیان شاعر در شعر  کارگران  مشغول چای خوردنند صادقانه و گیراست و در حیطه ی سادگی، نوعی تناسب بین شکل و موضوع وجود دارد و دغدغه ی بزرگ، انسان است که در شرایط انسان زدایی «dehumanization» به سر می برد. (1) همان که به اعتقاد هربرت مارکوزه، تنها موجودی است که قدرت تحقق خود را دارد.

(1)     واژه ی انسان زدایی اولین بار توسط کارل مارکس در چارچوب نظریه ی از خود بیگانگی مطرح شد که به قول لویی آلتوسر، مفهومی اومانیستی دارد.