کافه داستان | داستان کوتاه، شعر، مقاله

 ارتباط با ما| cafedastan@gmail.com

گلی/داستان کوتاه/آیدا مرادی

گلى، نو گل بهارم. آقات هميشه بوی مرده مى داد و مادرت بوى گلاب.

يادته؟ بابات به همراه ميت مى گفت: خاک سرده... مهر مرده رو پس مى زنه. ولى سرماى آب غسالخونه زودتر مهرتو پيشش پس زد.

بهار اومده. گلى من، كى جوونه مى كنى؟

 

صدا، چوب، اره، گرما، گرد و غبار.

گلى ميگن خاك سرده... مهر مرده رو پس مى زنه.

ميخوام نفس بكشم. دماغم پر از خاک اره ميشه و هوا بهم نميرسه. درست مثل همون روز كه دماغ تو پر از خاک شد. خفه ميشم. همه مى گفتن خاک سرده.

بازم اره. گلى درخت گلابيمون يادته؟ شبی كه فرداش قرار بود بى بى ام بياد خواستگارى. گلابى رو از دست من گرفتى خنديدى و گفتى واى به حالت اگه كال باشه.

گلى ميگفتن خاك سرده... چشامو مى بندم. درخت گلابى مياد تو ذهنم، دلم مى خواد صداتو بشنوم كه با ناز ميگى واى به حالت اگه كال باشه.

اره،اره،درد،خون،صداى زمخت سر كارگر كه داد مى زنه: كار تعطيل.وقت ناهاره.

 

پاييزه گلى من. پاييز. همون فصلى كه عاشقش بودى. حيف كه نيستيم تا برگريزون درختارو ببينيم. پاييزه. همون فصلى كه نو عروس حاج ممد شدى. مى تونم حدس بزنم وقتى با اون چشم هاى لوچش بهت نگاه ميكرد چه طور مى لرزيدى. خوش به حال حاجى. مى تونست دو تا گلى ببينه.

 

سرمای امسال غوغا مى كنه. پرنده ى كوچولويى روى شاخه يخ زده. یاد تو مى افتم كه از درخت باغ حاج ممد آويزون بودى. آقات گفت: خاك سرده... مهر مرده رو پس ميزنه... پايين آوردنت. توى اون سرما يک پيراهن گلدار نازک تنت بود. حسرت بار به طنابى كه دور تا دور گردنت رو بوسه بارون كرده بود نگاه كردم. گلى، چاق شده بودى. نمى دونم شكمت ورم كرده بود يا اينكه...

گلى جان، گلكم. ميگن خاك سرده... مهر مرده رو پس مىزنه... مهر تورو كه پس نزد، نمی دونم مهر منو تو دل بی بى ام پس زده يا نه...

 

 
 
***************
کارگاه داستان نویسی وانکا . با مدیریت شیوا ارسطویی