Cafédastan intends to publish short stories, poems, articles and translated texts. Please email us your literary texts to cafedastan@gmail.com . Your texts would be published after acceptance and edition (if needed). Please pay attention that many texts are sent everyday so probably it would take some times for online publication of your work.
گروه ادبی نویسا
کارگاه داستان نویسی
از مقدماتی تا پیشرفته
به دلیل ظرفیت محدود اولویت با کسانی ست که زودتر تماس بگیرند
مدرس: مینو عبدالله پور
۰۹۱۲۳۲۰۳۶۴۵
برادرم رمضان
نویسنده: تینا محمدحسینی
انتشارات: آگه
چاپ اول: ۱۳۹۰
تعداد صفحات: ۹۶
قیمت: ۲۵۰۰ تومان
درباره برادرم رمضان:
این مجموعه داستان بعد از دو سال رفتوآمد میان
ناشر و اداره کتاب و حذف دو داستان آن سرانجام منتشر شد. علت طولانی شدن زمان
انتشار آن نیز به موضوع طولانی شدن روند صدور مجوز انتشار آن
برمیگردد.
"برادرم رمضان" در خانه ادبیات افعانستان
قضاوت در مورد مجموعه داستان کوتاه "برادرم رمضان" را به آینده میگذاریم اما
باور داریم که نثر روان و یک دست این مجموعه و ایدههای تازه و خلاقانهاش، هر
خوانندهای را مجذوب خواهد کرد.
نویسندگان، شاعران و مترجمانی که تمایل دارند اثرشان را در کافه داستان به نمایش بگذارند میتوانند با ایمیل کافه داستان تماس حاصل نمایند.
صفحه مجموعه داستان "آنالی" در سایت نشر آگه
آنالی
نویسنده: مینو عبدالله پور
انتشارات: آگه
چاپ اول: ۱۳۸۹
قیمت: ۳۳۰۰ تومان
برای خداحافظی هیچ وقت دیر نیست
گردآوری:الهه
رضوانی
انتشارات: سخن گستر
چاپ اول: ۱۳۸۹
قیمت: ۲۰۰۰ تومان
اداره
پست
نویسنده: چارلز بوکوفسکی
ترجمه: علیرضا اجلّی
گفت و گو
گفت و گو با امیر حسین یزدان بد
پس چرا این همه تنش هست؟ وقتی در مورد ادبیات جوان صحبت میکنیم، در این قشر حجم نارضایتی خیلی بالاست. بخش عمدهایش هم تقصیر آن جوان نویسنده نیست. از طرفی، از این جهت که پول جدی در میان نیست و طبیعتاً رقابتها به خصوص برای جوانها غیر اقتصادیست، شکل حرفهای هم ندارد و صنفی پیش نمیرود.
البته اعتقاد ندارم
ادبیات و شعر و داستان تعریفی داشته باشد. تعریفهای کتابها بیشمار است. ادبیات
خوانده میشود چون انسانها نیاز به یک دستگاه حقیقت یاب دارند و خود همهی
زندگیها را نمیتوانند زندگی کنند و باید کسانی همچون نویسنده وجود داشته باشند که
داستانِ بودنها و حسرتها و رنجها را روایت کنند و روایت ادبی انسان را انسانتر
میکند.
هر اثري كه خلق مي شود خود به تنهايي عملي شاهكارانه است. بايد ديد هر اثر چه مفهومي را دربردارد. چرا قرن هاست از "هملت" به عنوان شاهكار شكسپير نام میبرند؟ آيا شما از خواندن آثارو يا نمايشنامه هاي ديگر لذت نبرده ايد و برايتان مفهومي تر نبوده است؟
ساختار شکنی ، نگاه متفاوت ، چند صدائی و... همه ی این ها نیاز مند یک بستر قوی ست. وقتی اشعار از دوره ی کلاسیک به نیمایی می رسند و بعد از آن وزن هم برداشته می شود و به شعر سپید تن می دهد نشان از این دارد که طی این دوره ها این نیاز را در خودش دیده که برای رساندن صدایش ضوابط خشک و دست و پاگیر را از میان بردارد و به یک درجه از لمس برسد. یعنی عین تجربه! حالا چرا خیلی از اشعاری که ما به اسم پست مدرن در ایران می خوانیم این قابلیت را ندارد؟
سردبیر: علیرضا اجلّی
ایمیل: alireza.ajali@gmail.com

سردبیر: علیرضا اجلّی
با آثار: تیمور قادری، مریم غلامی، رکسانا ایور، سارا سعدلو، حمیدرضا اکبری شروه، مریم حبیبی، محدثه هدایتی، شراره کامرانی، شهین ده بزرگی، معین زروان، علی امینی و راحله فاضلی
با همکاری: افسانه فرقدان، تینا محمد حسینی و منصوره اشرافی
سخن آغازین: «نمیدانم در اینجا باید چه گفت. از ادبیات از سینما؟ از فلسفه؟ از تعطیلی؟ از گشایش؟ یا یک بیت شعر حافظ؟ مشکلات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را بگویم یا چند خبر دربارهی ادبیات و کتاب و... چندی پیش برای دوستی، به تقاضای خودش چیزی نوشتم در دفترچهای که دستم داد. نوشتم: بنویس، اما نه با کلمات، نه به قصد کلمات. و فکر کردم چقدر سخت است بیکلمات نوشتن. چقدر سخت است بیحضور نوشتن. اینکه کلمات شماره نشود در ذهنات و اینکه شمارهها هر روز بالا و پایین نشود در پمپبنزین، در بازار در...» متن کامل را بخوانید
. خراش/نویسنده: مریم غلامی «تمام تنش را سوهان کشید. برای مردان زنگ زدگی چندان اشکالی نداشت، اما کسی از تمیزی بد ندیده بود. دهانش را بست و بینیاش را گرفت و فوت کرد. به مرور حتما تمام غر شدگیها خوب میشد. جلوی آینه ایستاد و خودش را نگاه کرد. چشمانش را بست و بین چشمها کمی روغن زد. تصویر را نگاه کرد. تصویر برق میزد. دستهایش را جلوی چشمانش گرفت تا نور به چشمانش نرسد و تصویر را واضحتر ببیند. تصویر زن آدم واضحتر شد. باز اما گم بود. خودش میدانست چیست. خودش میدانست کیست.» داستان را بخوانید

. از امروز/نویسنده: رکسانا ایور «مزخرف میگفت. خودش هم میدانست فردا کار مهمی ندارم. دلش نمیخواست شب بماند. میدانست بيايد کار میکشد به بوس و بغل و رختخواب. نمیخواست. هنوز بابت عصر ناراحت بود. خوب من هم ناراحت بودم. شب بخير گفت و منتظر شد بروم تو و در را ببندم. چراغ را روشن کردم و کفشهايم را درآوردم. انگشتهای جمعشده پايم راحت شدند. چقدر خانه خوب است. پالتو را آويزان کردم و پريدم توی حمام. ای کاش میآمد. هيچ وقت دوست نداشتم دعوا و قهر بکشد به فردا. جورابهايم را چپاندم توی سبد لباسهای چرک.» داستان را بخوانید
. افکار غریب یک بیگانه/نویسنده: سارا سعدلو «سینا روی کاسهی توالت فرنگی نشسته بود و داشت خمیازه میکشید. داشت نیم ساعت قبلش را که چطور از خواب پریده بود، توی ذهنش مرور میکرد. صدای بلند موسیقی آن هم ساعت هفت صبح برای سینا چیز غیر منتظرهای نبود. اما این بار سردرد شدیدی را به همراه داشت. صورتش را چند بار آب زد. بعدش رفت پشت در اتاق نیما ایستاد و چند ضربهی آرام زد به در و بدون اینکه منتظر جواب بماند رفت داخل. اتاق به هم ریخته بود و به جز نیما یک دختر روی تخت خوابیده بود. سینا نشست پای تخت و گفت: «توی این سروصدای لعنتی که فرهاد راه انداخته چطور خوابت میبره؟» داستان را بخوانید
. شعر 1: زلف این آه کوتاه/حمیدرضا اکبری شروه
. شعر 2: یادم تو را فراموش/حمیدرضا اکبری شروه
. شعر 3: اردی بهشت ماه/مریم حبیبی
. شعر 4: سه شعر کوتاه از محدثه هدایتی
. شعر 5: رويا/شراره کامرانی
. شعر 6: پنج شعر کوتاه از شهین ده بزرگی
. شعر 7: جادهای روبروی کوه /معین زروان
. شعر 8: سه شعر از علی امینی

. بازی/نویسنده: دونالد بارتلمی/ترجمه: راحله فاضلی «من و شاتول از میزفرمان مواظبت می کنیم. من و شاتول زیر زمین زندگی می کنیم و مراقب میزفرمان هستیم. اگر روی میزفرمان اتفاق خاصی بیفتد، باید کلیدهایمان را داخل قفل مناسب بیندازیم و کلیدهایمان را بچرخانیم. شاتول یک کلید دارد و من هم یک کلید دارم. اگر کلیدهایمان را همزمان بچرخانیم، پرنده پرواز می کند، سویچ های بخصوصی فعال می شود و پرنده پرواز می کند. اما پرنده هرگز پرواز نمی کند. در این 133 روز پرواز نکرده . در این فاصله من و شاتول همدیگر را می پاییم. هر کدام یک 45 بسته ایم و اگر شاتول رفتار غیرعادی داشته باشد باید به او شلیک کنم. من هم اگر رفتاری غیرعادی داشته باشم شاتول باید به من شلیک کند. ما مواظب میزفرمان هستیم و به شلیک به همدیگر و به پرنده فکر می کنیم. رفتار شاتول با فیش های اتصال عجیب است. عجیب است؟ نمی دانم. شاید او یک حرام زاده خودخواه واقعی باشد، شاید شخصتیش درست شکل نگرفته، شاید دوران کودکی اش غیرطبیعی بوده. نمی دانم.» ترجمه را بخوانید
. سلطان جاز/نویسنده: دونالد بارتلمی/ترجمه: علیرضا اجلّی «منظورت همون صداس که شبیه بریدن لبهی تیز زندگیه؟ همون صدا که شبیه عبور خرسهای قطبی به حفرههای یخ قطب شماله؟ شبیه پرواز گروهی یه گله گاوه؟ همون صدا که شبیه شیرجه رفتن شیرماهی تو دریاس؟ شبیه سیگار کشیدن سوراخ آتشفشان در دامنهی متکاتمایه؟ همون صدا که شبیه راه رفتن بوقلمون وحشی وسط یه جنگل پهن و آرومه؟ شبیه جویدن درختان توسط سگ آبی در مرداب آپالاچیانه؟ شبیه قارچهای صدفی رشد کرده بر روی یک درخت صنوبره؟ شبیه خرآهوی سرگردان در کوهستان رشتهکوه نوادا اِ؟ همون که شبیه چمنزار سگای بوسکنه؟ شبیه جادوگر علفها یا پیچوخم رودخانههاس؟ شبیه ملچملوچ کردن نهنگ کوچک دریایی که در کنار شنل سمور داره علف دریایی میخوره؟ همون صدا که شبیه جنبوجوش کوتیموندیس در تجمع سرتاسر منظرهی آرکانزاسه؟ همون صدا که...» ترجمه را بخوانید
. گفتوگوی علیرضا اجلی با منصوره اشرافی با محوریت پستمدرنیسم «به شکل بسیار وحشتناک و تاسف باری، روابط و بده بستان، جایگزین شایستگی و قابلیت، در عرصه هنر و ادبیات شده است. بین شاعر و نویسنده و منتقد و روزنامه نگار و ناشر و غیره، فقط دوستی و آشنایی و روابط بازاری حکمفرما ست و اصولا چون خصلت ما ایرانی ها تعارفهای بیش از حد و تملقهای مبالغه آمیز است، در عرصه ادبیات هم، این شکل از روابط جایگزین منطق و درست اندیشی شده و دوستی نشانه اش تعریف و تمجید مبالغه آمیز و انتقاد نشانه دشمنی محسوب می شود.» متن کامل را بخوانید
. تفاوتهای مدرنیسم و پستمدرنیسم/گردآوری و ترجمه: راحله فاضلی «یونانیهای دوران باستان در قرن پنجم پیش از میلاد که آتن را پایگاه ادبی خود ساخته بودند، گمان میکردند مدرن هستند. رمانتیکها خود را پیشرو میدانستند و بعدها واقعگراها با رد کردن رمانتیکها خود را مدرن معرفی کردند. از این رو نمیتوانیم برای دورهای که در آن زندگی میکنیم یعنی قرن بیستویکم میلادی، تعریف درستی ارائه کنیم. بر اساس پیشفرضها، بیشتر آثار ادبی که پس از جنگ جهانی اول تولید شدهاند را مدرن مینامیم. البته پیدا کردن نامی دقیق و روشن برای زمانهای که در آن زندگی میکنیم کار دشواری است بنابراین شاید بهترین کار این باشد که بر اساس همین پیشفرض و طبقهبندی زمانی، آثار تولید شده در این مقطع را مدرن در نظر بگیریم.» متن کامل را بخوانید
. خیره به آسمان/نویسنده: استفن کرین/ترجمه: علی امینی «"استفان کرین" رماننویس و نویسنده داستانهای کوتاه یکی از اولین رآلیستهای تاریخ ادبیات آمریکاست. کتاب داستان «مدال شجاعت» در مورد جنگهای داخلی آمریکا منتشر شده به سال 1895 بارزترین اثری است که او را در اذهان زنده نگه داشته است.
واقعگرائی، خط مشی ماتریالیستی، شفافنگاری و سبک سادهنویسی او بسیاری از نویسنگان قرن بیستم را تحت تاثیر آثارش قرار داده است. ارنست همینگوی بیشترین این تاثیرات را بر کارهای خود داشته است. از دیگر داستانهای شناخته شده این نویسنده میتوان به «مگی دختر خیابانی» و دو داستان کوتاه معروف «قایقی بر آب» و «هتل آبی» اشاره کرد.» ترجمه را بخوانید

گروه ادبی نویسا کارگاه داستان نویسی برگزار می کند. این کارگاه آموزشی که به مبانی و اصول و تکنیک های خلاقانه خلق اثر داستانی می پردازد از مقدماتی تا پیشرفته تشکیل می شود. مدرس کارگاه داستان نویسی مینو عبدالله پور است. به دلیل ظرفیت محدود اولویت با کسانی ست که زودتر تماس بگیرند. علاقه مندان می تواند برای هماهنگی و ثبت نام با شماره ۰۹۱۲۳۲۰۳۶۴۵ تماس بگیرند.
کافه داستان داستان کوتاه، شعر، مقاله و ترجمه منتشر میکند. آثار خود را برای ما به ایمیل cafedastan@gmail.com ارسال نمایید. اثر بعد از تائید و ویرایش در صورت نیاز، منتشر میشود. دقت فرمائید آثار زیادی روزانه ارسال میشود و امکان دارد اثر شما در نوبت قرار بگیرد و تا انتشار اثر مدتی طول بکشد.
دومین دوره جایزه ادبی بینالمللی لیراو
(آخرین اخبار جایزه ادبی لیراو را در همین ستون دنبال کنید.)

دبیر جایزه: حمیدرضا اکبری شروه
دبیر
اجرایی: علیرضا اجلی
دبیر ویژه بزرگداشت: میترا بیات
لیراوی دیگر برای فارسی زبانان جهان از راه
رسید
لیراو که مراحل اولیهی تولدش را سپری میکرد بر این
گمان بودیم که در این آشفتهبازارِ فرهنگی چطور میتوانیم حرکتی هر چند کوچک اما با
قدمهای بلند برداریم. اولین قدم را که برداشتیم فهمیدیم کار به این سادگیها نیست،
بسیار بیمهری دیدیم و بسیار همکاریهای باورنکردنی. اساتیدی بزرگ با ما همکاری
کردند و دیگران، بعضی ما را در میانهی راه تنها گذاشتند. نویسندگان و شاعران زیادی
از سرتاسر جهان، فارسیزبانان و دوستداران ادبیات برایمان آثار ارزشمندی فرستادند و
چندی از آنها برگزیده شدند. حالا میخواهیم قدمی دیگر برداریم و دست تمام عزیزانِ
هنرمند و ادبیاتچی را به گرمی میفشاریم چرا که اگر ادبیات در جامعهای خاموش شود،
سگوتی مرگبار و طاقتفرسا بر جامعه حکفرما خواهد شد و بهخاطر نبود این سکوت،
فراخوان دومین دورهی جایزهی ادبی لیراو را تقدیم
میکنیم.
فراخوان دومین دورهی جایزهی ادبی بین اللملی فارسی
زبانان لیراو:
دومین دورهی جایزهی ادبی لیراو، در دو بخش داستان
کوتاه و شعر آثار نویسندگان و شاعرانِ فارسیزبان سرتاسر جهان را دریافت میکند و
محدودیتی در موضوع وجود ندارد. داوری در دو مرحلهی نیمهنهایی و نهایی انجام خواهد
شد. نویسندگان و شاعران میتوانند آثار خود را از زمان انتشار فراخوان تا پایان
اسفند ماه 90برای جایزه ادبی لیراو
ارسال کنند. این زمان در صورت استقبال نویسندگان و شاعران تمدید خواهد شد. به
برگزیدگان هر بخش تندیس ویژهی جایزه لیراو و به تقدیریها لوح تقدیر اهدا خواهد
شد. همچنین در این دوره در بخش ویژه یادمان سیمین دانشور را خواهیم داشت و از یک
ناشر فعال در حوزهی ادبیات و هنر و یک سایت فعال در ادبیات تقدیر خواهیم
کرد.
قوانین و مقررات:
. داستانها و شعرها حتیالمقدور در سال 90 و یا اواخر
سال 89 به نگارش درآمده باشند، از ارسال داستانها و شعرهای ارسال شده به دور قبل
پرهیز نمایید.
. دو اثر از هر نویسنده و شاعر قابل قبول خواهد بود.
از پذیرفتن آثاری که در جشنوارهها، مسابقهها و جایزههای دیگر حائز رتبه شدهاند
معذوریم. در صورت مشاهده اثر ارسالی حذف خواهد شد.
. اثر را با فایل word 2003 ارسال کنید. از فونت Tahoma و سایز 10 استفاده
کنید.
. آثارتان را به دو ایمیلی که اعلام میشود ارسال
کنید. در صورت ارسال اثر به ایمیلهای شخصی اثر از جایزه حذف خواهد
شد.
. همراه با فایل، نام و نام خانوادگی و شماره تماس را
ذکر کنید. در صورت ارسال اثر از سوی انجمنهای داستانی و ادبی نام و نام خانوادگی و
شماره تماس را لحاظ کنید.
. فارسیزبانان در هر کشوری میتوانند در این جایزه
شرکت نمایند.
. شعرهای ارسالی باید کوتاه در حد یک صفحه a4باشد. داستانهای ارسالی نباید از 1200 تا 1500 کلمه بیشتر باشد. در صورت
ارسال آثار بلند، اثر مورد نظر در داوری شرکت داده نخواهد
شد.
. موضوع آزاد است.
. هر نویسنده و شاعر میتواند دو اثر برای جایزه
بفرستد.
نحوهی ارسال آثار:
آثار خود را به تفکیک داستان و شعر به دو ایمیل lirav.sher@gmail.com و lirav.dastan@gmail.com ارسال نمایید. در بخش داستان فقط آثار خود را ایمیل lirav.dastan@gmail.com ارسال نمایید و در بخش شعر آثار را به ایمیل lirav.sher@gmail.com بفرستید. آثار خود را حداکثر تا پایان 90 اسفند ارسال کنید. بعد از این تاریخ آثار ارسالی داوری نخواهند شد.
دومین لیراو در
خبرگزاری مهر، فرهیختگان، خبرگزاری شبستان، خبرگزاری ایسنا، آژانس خبری تحلیلی خوانا، سایت ادبی کافه داستان، سایت ادبی مرور، سایت ادبی ترنج نامه، خبرگزاری ادبیات سوم، وبگاه خبری دوشنبه، فراخوانهای ادبی، سایت ادبی آنات، آژانس خبری خوزنا، سایت ادبی عقربه
دبیر جایزه ادبی لیراو: حمیدرضا اکبری شروه
پایگاه خبری جایزه ادبی بین المللی لیراو

اخبار دومین دوره لیراو:
. میترا بیات: سيمین دانشور سالها در سایه جلال بود
. اكبری خبر داد؛ برگزاری بزرگداشت سیمین دانشور در جايزه ادبی «ليراو»
. دریافت پنج هزار شعر و داستان از سراسر دنیا به دبیرخانه جشنواره
.فراخوان جایزه ادبی لیراو اول اسفندماه
. مراسم رونمایی تندیس جایزه ادبی لیراو در خوزستان و بوشهر برگزار میشود